جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
762
تحفة الملوك ( فارسى )
مثل طالبان علم و صادقان و متوكلان ، كه نعمت را از خداوند مىدانند و مىبينند ، و متقيان و متورعان و پنهان نمايندگان فقر و حاجت خود و آنانى كه روى اظهار فقر و مسئلت ندارند « 1 » ؛ و لكن اهل علم و كمال و معرفت و ايمان را از صدقات واجبهء خود ، مثل زكات ، دور نمايد كه شأن ايشان از گرفتن و خوردن مثل زكات ، اجل و ارفع است ، بلكه ايشان را از خود داند و از هدايا و تحف و صلات خود به ايشان بدهد ؛ چنانكه مضمون حديث نبوى است كه « چون سؤال نموده شدند كه كيان ، مستحق زكات مىباشند ، فرمودند كه مستضعفين از شيعهء محمد و آل محمد ، آنچنان اشخاصى كه معرفت و بصيرت ايشان قوى و در حد كمال نيست ، و اما آنانى كه بصيرت ايشان قوى و تولّى و تبرّاى ايشان محكم و معرفت ايشان نيكو و در حد كمال است ، پس ايشان برادر دينى شما مىباشند و ايشان قريبتر به شما مىباشند از پدر و مادران شما كه مخالف مذهب شمايند ، پس مدهيد به ايشان نه زكات و نه صدقه را ؛ به جهت آنكه موالى ما و شيعهء ما از ما مىباشند و جميع ما مثل جسد واحدى مىباشيم و حرام است بر تمام ما زكات و صدقه . و بايد بوده باشد آنچه را كه به ايشان عطا مىنمايند از جنس هدايا و تحف و مبرّات و صلات و دور گردانيد ايشان را از آنكه بريزيد بر ايشان كثافتهاى خود را ؛ آيا دوست مىدارد يكى از شما آنكه بشويد دست خود را ، بعد از آن بريزد آن آب شسته شده را بر برادر دينى خود ؟ و به درستى كه كثافت گناهان بدتر است از كثافت بدن . » « 2 » و اگر عطيه و معروف خود را به اسم قرض به ايشان بدهد و بعد از آن ، ايشان را برىء الذمه نمايد ، پس به هردو ثواب كه از براى هردو عمل است فايز شده است . و در عطاهاى مستحبه و قسم غير واجب ، ابتدا به كسانى كه عيال اويند بنمايد ؛ و بعد از آن ، الاقرب فالاقرب از خويشان و همسايگان و الاهم فالاهم از علما و اهل ورع و تقوا و معرفت . و بايد كه عداوت داشتن خويشان و اقارب او با او مانع عطيه دادن او نگردد ، بلكه بايد كه معين او باشد ؛ چونكه ثواب عطيهء او در اين صورت به سبب مخالفت هواى نفس ، بيشتر و زيادتر است ؛ چنانكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله در جواب
--> ( 1 ) . ر . ك : احياء علوم ، ج 1 ، ص 219 و محجة البيضاء ، ج 2 ، ص 90 . ( 2 ) . تفسير منسوب به امام حسن عسكرى ، ص 79 ، رقم 40 .